آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
۶ ماهی را برای گذراندن دوره ای به استرالیا رفتم. از همان ابتدا تصمیم به کرایه کردن خانه ای بهمراه همراهان گرفته بودم. در یکی از محله های استرالیا خانه ای را برگزیدیم. به هر کسی که می گفتیم کجا هستیم، به ما می گفت که محله شما ناامن است!
علت ناامنی را جویا شدم. گفته شد که پارسال از یکی از خانه ها در محله وسیله ای به سرقت رفته است. با شنیدن این جمله جا خوردم. گفتم مطمئنید که این محله ناامن است؟ پس اگر محله ناامن شما اینوطر است پس محله های امنیت دار شما چگونه است؟
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
آبان ۲۴م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
شرکت هیوندای کره در پارس جنوبی با شرکت انی ایتالیا مشغول انجام پروژه بودند. همانطور که می دانید ساکنین شرق آسیا علاقه عجیبی به خوراک سگ دارند. اما در ایران گوشت سگ ممنوع است.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
آبان ۲۲م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
زندگی عملیاتی در صنعت حفاری ایران یعنی ۲ هفته کار ۲ هفته استراحت. شما در دو هفته کار، تقریباً در محیطی بدور از تمدن مشغول کار می شوید بطوریکه چند شنبه بودن روز را نمی دانید، چه برسید وقایع و اتفاقات سیاسی اجتماعی اقتصادی.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
آبان ۱۱م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
تعهد درست است که در ظاهر یک کلمه است اما همین یک کلمه می تواند کارهای بزرگ را انجام دهد یا ندهد! اما تعهد یعنی؛
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
آبان ۵م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی, خبر اول |
برخی شبکه های ماهواره ای که بنظر می رسد در سیاست های جذب بیننده خود موفق نبوده اند، دست به دامن کلوپ های شبانه دبی شده اند.
مانیتور کلوپ های شبانه ایرانی دبی به محلی برای تبلیغ برخی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان تبدیل شده است. این کلوپ ها نتنها محلی است برای نوشیدن نوشیدنی های الکلی بلکه برخی ایرانی ها دخترهای ایرانی را به نمایش گذاشته و آنها را به حاضرین پیشنهاد می دهند!
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
مهر ۳۰م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
ورودی نمایشگاه Gitex برای هر نفر ۴۰ درهرم آب می خورد. ولی خوب بعد از بررسی با دوستان کلکی برای کم کردن این هزینه یافتیم.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
مهر ۲۸م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
در اکثر کشورهای پیشرفته، بعضی از اتفاق هایی که در ایران می افتد برای آنها خیلی عجیب و غیرقابل تحمل است ولی در ایران برای همگان عادی شده و کم و بیش آنرا قبول کرده ایم. بعضی از آنها بصورت زیر اند؛
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
مهر ۱۵م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
این داستانی است که همین طور ادامه دارد، مثل داستان بی پایان. تا زمانی که برای سرکار رفتن اول بپرسند مدرک تحصیلی تان چیست. برای خواستگاری بپرسند مدرکت چیست. برای سربازی رفتن بپرسند مدرکت چیست. برای دادن سمت بپرسند مدرکت چیست. برای خودنمایی بگویی مدرکم چیست.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
مهر ۱۴م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
از نزدیک های غروب هی این ساعت اون ساعت می کنیم که وقت وقت پخش سریال شود. همه با هم نشستیم پای سریال اما با صحنه اول حال همه مان گرفته می شود.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »
مهر ۱۳م, ۱۳۸۷ |
اجتماعی |
تازه در یک شرکت مشغول شده بودم که یکی از دوستان گفت مدیر این شرکت مثل رئیس کلانتری است. اصلاً منظورش را نگرفتم. فکر کردم طرف با مدیر شرکت مشکل دار می خواد خرابش کنه. اما دیدم نه راست می گه.
ادامه مطلب را مشاهده کنيد »